• دیدار آشنا!

    دیدار آشنا!

    دكتر عباسعلي كدخدايي در يادداشتي سالگرد بازگشت آزادگان سرافراز به ميهن اسلامي را گرامي داشت.

  • انتخابات بسته نداریم، انتخابات ما آزاد است/ سهم احزاب در كارآمدی مجلس چقدر است؟

    انتخابات بسته نداریم، انتخابات ما آزاد است/ سهم احزاب در كارآمدی مجلس چقدر است؟

    سهم عوامل اقتصادی که مردم با چه رویکردی بیایند و به چه کسانی رای دهند. سهم احزاب و گروه‌ها با وجود اینکه ما گروه‌های خیلی رسمی‌ای نداریم ولی خیلی از این گروه‌ها در انتخابات و شب انتخابات حاضر می‌شوند چقدر است؟

  •  نظرات شخصی نباید در تخصیص بودجه دخالت داده شود

    نظرات شخصی نباید در تخصیص بودجه دخالت داده شود

    سخنگوی شورای نگهبان گفت: نظرات شخصی نباید در تخصیص بودجه دخالت داده شود.

  • آمادگی بازبینی هر پرونده‌ای را داریم

    آمادگی بازبینی هر پرونده‌ای را داریم

    حاضر هستیم تمام پرونده‌هایی که اعلام می‌کنند ناعادلانه است، دوباره بررسی شود. از این‌رو تاکید می‌کنم اگر کسی اعتراضی دارد باید مصداق بدهد، چراکه کلی حرف‌زدن مشکلی را حل نمی‌کند. ما آمادگی داریم مصادیق را یک‌به‌یک بررسی کنیم.

  • باید از تمام ظرفیت‌های قانون اساسی بهره بگیریم+تصاوير

    باید از تمام ظرفیت‌های قانون اساسی بهره بگیریم+تصاوير

    وی افزود: ما باید از تمام ظرفیت‌های قانون اساسی بهره بگیریم و اگر همه‌ی این راه‌ها را طی کردیم و به نتیجه‌ی مطلوب نرسیدیم آنگاه دنبال اصلاح برویم.

پایگاه اطلاع رسانی دکتر عباسعلی کدخدایی

یادداشت روز

دیدار آشنا!

عباسعلي كدخدايي: وقتی تو آمدی و پدرت نبود. وقتی تو رسیدی و مادرت رفته بود. آن لحظه را به یاد داریم. آنگاه که جوانان گرفتار آمدند اما پدران و مادرانشان رفته بودند. بوی پیراهن یوسف را فقط استشمام کرده بودند اما هیچگاه دوباره رخ زیبایش را زیارت نه! کبوتران در حبس دیگر آزادانه پرواز می کردند اما پدری نبود تا پشتیبان آنان باشد و مادری تا مهر مادریش را تقدیم کند! آزادگان از راه رسیدند اما منتظران رفته بودند! .

سعدی خیال بیهده بستی امید وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست
.
زنهار از این امید درازت که در دلست
هیهات از این خیال محالت که در سرست
پدران و مادرانی که می گفتند:

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق
درمانده‌ام هنوز که نزلی محقرست

و اسف بار اینکه چنین آرزوئی هیچگاه محقق نشد:

کاش آن به سفر رفته ما
باز آمدی که دیده مشتاق بر درست

دل منتظران چو عود بر آتش می سوخت و چشمان بر در دوخته شده بود، اما کسی دیده نمی شد، و اگر می ماندند، می سرودند:

از در درآمدی و من از خود به درشدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

و آنها که منتظر شنیدن بودند:

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

و چه بسیار که نیامدند و شوق دیدار را پاسخ نگفتند:
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

آنانی که چون ابر اشک ریختند و آزاده ای نداشتند تا او را در بغل گیرد:

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
پیغام وصل جانان پیوند روح دارد

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را

و هنوز امید آنکه دیداری تازه گردد:
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که بازبیند دیدار آشنا را
.
*اشعار از سعدی

© 1397 پایگاه اطلاع رسانی شخصی دکتر عباسعلی کدخدایی / تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به ایشان می باشد.

Search